4
شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن...
چندشم می شود از لکه انگشت دروغ...
تنـــــهایــــی
را دوسـتـ دارمـ
بیـ دعـوتـ میـ آیـد
بیـ منتـ میـ مآنـد
بیـ خبــر نمیـ رود
کــاشـ همیشهـ جمـــعهـ بود
دلتـــنگی هایمـ را
گردن غــروبـــش میـ انـــداخـــتم